عید فطر

سلااام در این روز عید فطر به همه ی شما دوستای خیلی خیلی گل و مهربونمبغلماچ

عید شما مبارک نماز روزه هاتون قبول . اونایی هم که روزه نگرفتن و نمیتونن بگیرن و خلاصهههه همه عیدشون مبارک و تعطیلات خیلی خیلی خوبی داشته باشین. علاوه بر اون با اینکه دیر شده و باید زودتر از اینا میگفتم تسلیت میگم به آذربایجان و به همه ی مردم برای این مصیبتی که پیش اومد . خدا همه رفتگان رو رحمت کنه و روحشون رو شاد کنه و به بازماندگان صبر بده و توان و قدرت برای دوباره از جا بلند شدن و دوباره ساختن . فکرش هم دردناکه و تحمل یه ثانیه به جاشون بودن . خدا خودش کمک کنه  . نمیدونم به خدا این چه بلاییه هر بار . آخه اون بچه های بیگناه اون آدمای زیر آوار . وای خدایا با دیدن عکساشون ساعتها گریه کردم . مخصوصا با دیدن بچه ها . ای خدا  خواهش میکنم بس کن ای زمین خواهش میکنم بس کن نلرز نشکن آواره نکن گریه

اگه این آهنگو نشنیدین هم گوش کنین گریه وای اونجا که میگه داغی که رو ارس مونده این کوه سختو لرزونده . نه شعر اذری گفتم نه خون آذری دارم نسبت به مردمت اما حس برادری دارم . رنجور آذربایجان معصوم آذربایجان مغرور آذربایجان محبوب آذربایجان...... من هر بار گوش میکنم میزنم زیر گریه . مخصوصا قمسمت مغرور آذربایجان . با اون مردم سر سخت و غیور . 

من هم خوبم یعنی ما همه خوبیم خدا رو شکر از مسعود و مائده و اردوان و سینا گرفته تا خودم .   اخلاق همه مونم خوب شده !!!! یعنی مسعود که طفلکی همیشه اخلاقش خوب بود  . خودمو میگم !!! تازگی ها دندونامو نمیگیرم به پاچه ی اینو اون !!!!! مائده و اردوان هم که خوب مثل همیشه  ولی گوش شیطون کر هم شیطونیشون کمتر شده هم اینکه  بهانه گیریشون وگیر دادنشون به سینا !!! فقط نمیدونم این دوتا از کی حرف زدنو یاد گرفتن که عینهو قناری یا بلبل که یه رییییزمیخونه این دوتا هم یه ریییز دارن حرف میزنن !!!چیه چرا به من نگاه میکنی باور کنین  من یک صدم اینا هم حرف نمیزنم !!! خدا صاف گذاشته تو کاسه م دوتا بچه ی پر حرف!!!!

سینا هم روم به دیوار گوش شیطون کر خیلی بهتر شده . شدیدا ننه ایه .یعنی هرجا میرم نگاهش دنبال منه و اهه اهه به راهه تا من تحویلش بگیرم گوگوووولی . تازگی داره ازش خوشم میاد !!! (ملودی مادر با احساس!!!)  و یه موقع هایی چشم اون دوتا گوگولی رو دور میبینم از ته دل میچلونمش این پسره رو  میخوام قورتش بدم .آخه تا الان همش منو اذیت میکرد الان کمی تا قسمتی گوگولی شده و این خوش اومدن من برمیگرده به این که میونه مائده اردوان هم با سینا خیلی خیلی فرق کرده و کم کم به عنوان عضو خانواده پذیرفته شده  لازم نیست ببریمش بذاریم تو  خیابون !!! یا پیش مادر بزرگ یا مامان سیما !!خودمون میتونیم تو خونه نگه ش داریم اجازه صادر شد . 

برای ماه رمضون  دعوت کنون و افطار برون و برو بیا داشتیم . هم من دعوت کردم هم حاج خانوم طبق معمول یه روز همه رو دعوت کردن و هم بقیه . البته این افطاری دادن من محض رضای خدا نبودا !!! یه موقع نگین چیه باز جو گرفتت با سه تا بچه افطاری دادی . محض رضای مادر شوهر و فامیل شوهرون جماعت!!!! بود به بهانه ی دعوت کردن عروس داماد جدید . ملودی عروس پاچه خار!!!!! بقیه هم همینطور خلاصه جای شما اصلااا خالی نبود تو این ماه رمضونی تا دلتون بخواد فامیل شوهر دیدم چشمم روشن هشت تا !!!!(ملودی در حال ننه من غریبم بازی در لفافه !!!!)‌ حالا بعدا جریان افطاری ها رو مفصلمیگم سبزی هم پاک میکنیم !!!!

شبهای قدر هم خیلی خوب بود . من و مسعود در نهایت جو گیری تا خود صبح بیدار بودیم سینا هم وسطش هر از گاهی همکاری میکرد چشما انقدددددد باز یا بغل من بود یا بغل مسعود ولی خیلی خوب بود و طبق لیستم برای همه تون دعا کردم .

دیگه چه خبر بود ؟؟؟ آها ....... نه این یکی رو بعدا میگم . (ملودی در حال مردم آزاری !!!) آخه خودش طولانیه .  یه چیز دیگه بگم . رتبه های خوشگل مانلی و دختر خواهر شوهر بزرگه هم اومد و ....نه دیگه اصرار نکن نخیرم نمیگم خواهر جان من آبرو دارم تو این وبلاگ حیثیت دارم نمیتونم که اون رتبه ها رو اینجا بیان کنم !!!! بابا حمید  و مامانم خوب از خجالت مانلی در اومدن بس که سرش غر زدن . البته خواهر شوهر بزرگه و شوهرش هم بیکار نبودن در حال نوازش روح و روان دخترشون بودن که اینم رتبه ست !!!! خلاصه گفته باشم خانواده مون امسال تو کنکور گل کاشتن !!!! کار من و مسعود هم شده بود یا به مامان اینا میگفتیم حالا که شده خودش که نمیخواست اینطوری بشه یا مسعود به خواهرش اینا میگفت حالا که شده . خولاصه که هیششششکی مثل ما منتظر نتیجه آزاد نیست هیششششکی !!!! مامان اینا که تازگی دارن قدر مارالو میدونن که با وجود اینکه اون موقع ها عا××8ش ق سعید هم شده بود داشت خودشو انقد انقد میکرد برای سعید ولی یه ضرب سراسری تهران قبول شد .  هرچند احسان هم گل کاشت همون سال اول یه ضرب سراسری قبول شد و تهران .منم سال اول قبول شدما فکر نکنین من بلتتت نبودم ولی ازاد و حالا شما اونم جزو استان تهران حساب کن خواهر !!!!!(ملودی سوت زنان !!!)  به بابا میگفتم یه کادوی دیگه هم همین امسال به پاس سربلند کردن خانواده براش بگیرین !!!ابابا هم فقط منو چپ چپ نگاه میکرد قربونش برم . ایشالا که نتایج بیاد و قبول بشن .

یه پ.ن بنویسم تپل !!!!! حال روحی من خوبه و خدا رو شکر مثل اینکه داره اونهمه حرص خوردنام به نتیجه میرسه و خوشحالم و امیدواررررررر. ببخشید به خدا که باز به وبلاگاتون سر نزدم و یه خورده سر زدم و دوباره تنبلی شد . حتما شروع میکنم به خوندن . دوستتون دارم یه عالمهههههههه .

ببخشید کامنتای آخر پست قبل اگه بی جواب مونده شرمنده میام جواب میدم بو××××ووووووووووووووس .

 

  
نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها :