واقعا نمیدونم چه عنوانی باید باشه

سلام به همه.امیدوارم نوشتن تو این وبلاگ هم شروع خوبی باشه.شادی جون گل و ناز و جیگرم مرسی عزیز دلم که اینجا رو برام درست کردیماچ قول میدم توش بنویسم حتی اگه مرتب و مدام نباشه.

واقعا نمیدونم چی میتونم بنویسم پس همون شعری رو مینویسم که الان تو بلاگفا نوشتم ....

ای دل ساده بکش درد که حقت این است

از زمانه بشو دلسرد که حقت این است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا

همچو پاییز بشو زرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستی

فلک آخر سرت آورد که حقت این است

پ.ن:ما همه گی و قبیلگی خوبیم.

  
نویسنده : ملودی ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸
تگ ها :